آرایه های بی ادبی
شعر و غزل - (شبیخون)
نشسته ام کنج خیال خامی
میان سایه سار باغی که نیست
سکوت پاییزی خشکیده با
صدای غوغای کلاغی که نیست
در دل تاریکی شب های غم
شعله جانسوز چراغی که نیست